(دوقلوها) امير عباس و ارغوان(دوقلوها) امير عباس و ارغوان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
افراافرا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

(دوقلوها) - امیر عباس و ارغوان باقری + افرا کوچولو

بیست و هشتمین ماهگرد فرشته کوچولوهای عزیزم...

1394/4/14 22:58
نویسنده : مامان دوقلوها
1,025 بازدید
اشتراک گذاری

 

محبتمحبتمحبت

 

 

سلام به دوقلوهای خوشگلم

 

 

وسلام ویژه به خوانندگان عزیز وبلاگ دوقلوهام

 

 

نمیدونم چرا اینقدر وقت کم میارم کاش هر روز 36 ساعت بود چشمک

 

شاید اونوقت زمان خواب با خیال راحتری میخوابیدم

 

از اینکه به کارهام رسیدم آرامنمیدونم چرا هر روز

 

چند ساعتی زمان کم میارم خندونک

 

ولی با همه این مشغله و خستگی واقعا احساس خوشبختی

 

میکنم از اینکه شما رو دارم و لحظه لحظه ی زنده بودنم رو با

 

احساس ناب مادری سپری میکنم

 

واقعا چه لذتی داره وقتی صورتت غرق در بوسه های

 

گرم و خیس کودکانت میشود

 

چه لذتی دارد وقتی صبح با صدای زیبای کودکت از خواب بیدار  

 

شوی مامان جون سیام صب بخیر ...

 

واااای از زمانی که داری آشپزی میکنی و ارغوان گلم 

 

میاد و میگه مامان جون داری فلان غذا رو میپزی

 

الهی مامان قربونش بشه از بوی غذاها تشخیص میده .

 

چه حسی داره وقتی میری تو اتاق و میبینی پسرت داره 

 

موهاشو خودش شونه میکنه و آواز میخونه بغل بوس

 

و ...

 

این ماه به خاطر مصادف شدن با ماه رمضون همش به مهمونی

 

و دید و بازدید گذشت که به شما شیطونا هم خیلی خوش

 

گذشت ...

 

 

 

 

 

روز مسابقه والیبال و اینم بچه های والبیالی ما

 

 

 

 

 

 

بازیهای کودکانه

 

 

 

 

 

 

امان از تبلت بازی شما ...

 

 

 

 

 

 

وقتی دیگه تو خونه همه مدل آتیش سوزوندید راه میوفتید بیرون

 

 

 

 

 

 

واکس زدن کفش ...

 

 

 


روشن کردن لامپ ها توسط امیر عباس ...

 

 

 

و بعد خاموش کردن لامپها توسط خواهری ...

 

 

 

 

 

وای از این ابراز محبتها...

 


 

 

 

 

خوشتیپ های ما قبل از رفتن به مهمونی های افطاری ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تولد عمو حمید

 

 

امسال مهمونی افطاری مامانی زهراینا رو جوری تنظیم کردم که مصادف

 

با شب تولدعمو حمید شد و یه تولد کوچولو براش گرفتیم

 

و شما دو تا هم که عاشق شمع فوت کردن ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوقلوهای سرخ آبی

 

 

 

 

عاشقان فست فود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیاه و سفید

 

 

 

بازیگوشی های قند و عسل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جشن تولد هانیه

 

بازم یه تولد دیگه بازم بادکنک و شمع و برف شادی ...

 

باز هم خنده و شادی و بازی

 

فکر میکنم یکی از لذتبخشترین کارهای شما فوت کردن شمع هستخندونک

 

البته تو جشن هانیه جون چیزی که خیلی مورد توجه شما بود

 

کادوهای تولد بود و از کنارشون تکون نمیخوردید مخصوصا

 

امیر عباس زیباخندونک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم از بعضی خوشمزه های تولد که مامان درستشون کرده بود

 

واسه برادر زاده خوشگلش یعنی هانیه خانم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الهی که همیشه لباتون خندون و دلاتون شاد باشه

 

 

پسندها (13)

نظرات (17)

مامان هانیه
24 مرداد 94 17:47
بیست و هشت ماهگیتون مبارک خوشگلای خاله
مامان هانیه
24 مرداد 94 17:49
سلام دوستم دستور ژله ها چی شد
مامانی آرتینا جان***
25 مرداد 94 2:29
ای زیباترین لبخند خدا روزت مبارک.
مامانی آرتینا جان***
25 مرداد 94 2:32
عسلای خاله ۲۸ ماهگیتون مبارک بازم مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی ... خدا حفظشون کنه مامانی.
مامان هانیه
25 مرداد 94 17:58
خـــــــدا لبخـــند زد و دخـتر آفریــده شـــد ارغوان جونم، لبخند زیبای خـدا روزتــــــــ مبارک
*مهدیس*
25 مرداد 94 23:18
وای عزیزم خیلی خوشگل شدید
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
27 مرداد 94 17:09
الهی من فداشون خیلی دلم تنگ شده بود . خیلی برای دیدنشون ذوق می کنم . کی بشه جوجه های من بزرگ بشن. عاشق خنده های دخمل قند و عسل هستم و قد بالای پسر نازم.
فاطمه^فائزه
29 مرداد 94 13:15
سلام مامان جون دوقلوها ما آجیا تولد جیگرا رو دیدیم خیلی عالی برگزار شده بود اگه میشه بهمون بگید کی آن میشید که ما هم آن شیم ازتون کمک بگیریم برا تولد داداشیمون بووووووووووووس برا پسمل و دخملی ناااااااز
مامان فاطمه حانیه
2 شهریور 94 12:49
الهی قوربون قد و بالاتون چشم بد و حسود دور باشه از شما جیگرا کی باشه دخترای من بزرگ شن یک کوچولو شاید راحت تر شه سختی ها من از دوران بارداری وب شمارو دنبال میکنم اما راستش زیاد اهل پیام گذاشتن نیستم بی اجازه لینکتون میکنم اگه دوست نداشتید لینک باشید بگید بهم ایشالله ماهگرد 120 سالگی نازدونه هاتون
محمد
2 شهریور 94 19:28
االهی الهی.عاشق ارغوان و امیرعباسم.از موقعی که وب درست شده من عکسای اینارو فقط نیگا میکنم.همیشه سلامت باشید بچه ها. راستی مامانه مهربونشون با تبادل لینک موافقیم.اگه افتخار بدین.هرچند که وبلاگمون عاشقانه ست.موفق باشید
♥ مه آ سا ♥
5 شهریور 94 22:01
سلام عزیزم امیرعباس و ارغوان جوووووووووووووووونم سلام 28 ماهگیتون مبارک عزیزای من خیلی دوستتون دارم خیلی خوشحال میشم بیاین پیشم و برام نظر بدید
(̲̅P̲̅)(̲̅E̲̅)(̲̅G̲̅)(̲̅A̲̅)(̲̅H̲̅)
7 شهریور 94 21:03
همیشه باید در حال گذر بود باید عبور کرد مثل آب باید روان بود مثل چشمه زلال توقف باعث میشه مرداب شیم تکاپو جنب و جوش حرکت از تمامی مسیرهای زندگی لذت بخشه این روزا دنیا رنگ بهار گرفته و چقدر دلنشین..
مامان فدیا
21 شهریور 94 12:56
چه خوشتیپ بودن تو همه عکسا همیشه شاد و خرم باشن
مریم
25 مهر 94 20:06
امیرعباس و ارغوان جون الهی همیشه لباشون خندون در کنار مامان و بابا
مریم
25 مهر 94 20:10
امیرعباس و ارغوان جون الهی همیشه شاد باشین
مامان گیسو
16 آذر 94 9:32
وای که چقدر این دو قلوها شیرین و دوست داشتنی هستن .... الهی که همیشه شاد و خندون باشن و خدا نگهدارشون
【p】【a】【r】【y】【a】
29 آذر 94 21:15
تا خدا هست ... با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن .. و بگو با دل خود که خداهست خدا هست هنوز ماه من غصه چرا آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد...